چهارشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۲

از ديشب تا الان دارم بوف كور اثر صادق هدايت رو ميخونم
حالت خاصي دارم جو مرا گرفته.از سبك نوشتن من هم پيداست .در اطاقم كولر
روشن است و صداي هواي يكنواخت از دريچه شنيده ميشود و صداي
قر قر پمپ كه در اثر گير كردن پره هاي پمپ با بدنه اش به وجود آمده و دو ماه و
چهار روز است كه ميخواهم آن را تعمير كنم اما فراموش ميكنم .وقتي كه دارم اين
كتاب رو ميخونم انگار كه دارم يك فيلم با كيفيت دي وي دي رو ميبينم .اين قدر كه
تصويپردازي اين مرد معركه است

هیچ نظری موجود نیست:

دنبال کننده ها